فاطمه صالحی: اعلام برنامه وزارت نیرو برای تامین ۴۵۰ مگاوات برق از ترکیه با هدف پوشش نیاز واحدهای پتروشیمی، در هفته گذشته یکی از مهمترین اخبار حوزه انرژی بود.
بر اساس اعلام این وزارتخانه، قراردادهای مربوط به این طرح نیز برای شرکتهای پتروشیمی آماده شده بود تا بخشی از نیاز این واحدها از طریق تبادل برق با ترکیه تامین شود. با این حال، پیگیریهای «دنیای اقتصاد» نشان میدهد. این سناریو دستکم در مقطع کنونی از دستور کار خارج شده است.
احمد مهدوی ابهری، دبیرکل انجمن صنفی کارفرمایی صنعت پتروشیمی ایران، میگوید کسری برق این صنعت از منابع داخلی جبران شده و در نتیجه، نیازی به استفاده از برق ترکیه وجود ندارد. هرچند این موضوع فعلا پرونده تامین برق پتروشیمیها از مسیر واردات را بسته است، اما همزمان پرسش مهمتری را مطرح میکند. «آیا استفاده از ظرفیت تبادل برق با کشورهای همسایه میتواند به راهکاری پایدار برای مدیریت ناترازی انرژی در صنایع بزرگ تبدیل شود؟» پرسشی که پاسخ به آن، میتواند جایگاه واردات برق را در کنار توسعه ظرفیت تولید داخلی و مدیریت مصرف در سیاست انرژی کشور مشخص کند.
ابزار وارداتی مدیریت ناترازی
کمبود برق در ایران دیگر یک پدیده مقطعی نیست و طی سالهای اخیر به یکی از مهمترین موانع فعالیت صنایع تبدیل شده است. رشد مصرف، فرسودگی بخشی از نیروگاهها، محدودیت سرمایهگذاری در توسعه ظرفیت تولید. کاهش منابع آبی و وابستگی بالای نیروگاههای حرارتی به گاز طبیعی، موجب شده است در فصلهای اوج مصرف. فاصله قابلتوجهی میان عرضه و تقاضای برق ایجاد شود. نتیجه این وضعیت، اعمال محدودیت برای صنایع بزرگ، کاهش تولید و افزایش هزینه فعالیت بنگاهها بوده است.
در چنین شرایطی، واردات برق یکی از ابزارهایی است که بسیاری از کشورها برای جبران کسری مقطعی از آن استفاده میکنند. ایران نیز تجربه تبادل برق با کشورهای همسایه را در کارنامه خود دارد و سالهاست در مقاطع مختلف از ترکمنستان، ارمنستان و در برخی دورهها از ترکیه برق دریافت کرده است.
بنابراین اصل واردات برق، موضوع جدیدی در سیاست انرژی کشور محسوب نمیشود. آنچه اهمیت دارد، نحوه استفاده از این ابزار و جایگاه آن در مدیریت ناترازی است. برخلاف تصور رایج، واردات برق به معنای ناتوانی در تولید نیست.
بسیاری از کشورها با وجود برخورداری از ظرفیت بالای نیروگاهی، برای کاهش هزینهها. افزایش پایداری شبکه یا مدیریت پیک مصرف، بخشی از برق مورد نیاز خود را از کشورهای همسایه تامین میکنند.
در واقع، تجارت برق یکی از رایجترین اشکال همکاری منطقهای در حوزه انرژی است و زمانی که اختلاف زمانی یا فصلی در الگوی مصرف کشورها وجود داشته باشد، میتواند به افزایش بهرهوری شبکههای برق منجر شود.
از سوی دیگر، توسعه ظرفیت نیروگاهی نیز همواره راهحل اقتصادی برای جبران کسریهای کوتاهمدت نیست. اگر کمبود برق تنها در چند ماه گرم سال رخ دهد.سرمایهگذاری برای احداث نیروگاههایی که در بخش زیادی از سال با ظرفیت پایین فعالیت خواهند کرد، ممکن است از نظر اقتصادی توجیهپذیر نباشد. به همین دلیل، بسیاری از کشورها ترکیبی از توسعه تولید داخلی، مدیریت مصرف و واردات برق را برای حفظ تعادل شبکه به کار میگیرند.
صورتحساب برق وارداتی برای صنعت
آریا صادقنیت حقیقی، رئیس کمیسیون صنایع اتاق بازرگانی ایران، در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» با اشاره به احتمال افزایش نیاز صنایع به برق وارداتی در ماههای آینده بیان کرد: به نظر میرسد صنایع بزرگ، بهویژه واحدهایی که حاشیه سود بالاتری دارند، ناچار خواهند بود برای تامین برق مورد نیاز خود به سمت خرید برق وارداتی حرکت کنند.
او با اشاره به جلسهای که این کمیسیون با مسوولان وزارت نیرو و توانیر داشت گفت: در این جلسه اعلام شد که مذاکرات برای واردات برق از ترکیه در جریان است، هرچند درباره قیمت و شرایط نهایی این واردات توضیحی ارائه نشده است.رئیس کمیسیون صنایع اتاق بازرگانی ایران با بیان اینکه قیمت برق وارداتی در حال حاضر نسبت به گذشته کاهش یافته است. افزود: با نزدیک شدن به فصل سرما و افزایش تقاضا، پیشبینی میشود نرخ برق وارداتی در زمستان افزایش یابد و حتی به حدود ۱۰ سنت به ازای هر کیلوواتساعت برسد.
به گفته او، در صورتی که امکان واردات برق فراهم نشود. احتمال افزایش بیشتر قیمتها نیز وجود دارد. صادقنیت حقیقی بیان کرد: تداوم ناترازی انرژی و محدودیتهای تولید داخلی، صنایع بزرگ را ناگزیر میکند برای حفظ تولید. گزینه واردات برق را بیش از گذشته مورد توجه قرار دهند.
از توسعه ظرفیت تا واردات برق
رامین افشار، مدیر کمیته مشترک کمیسیون برق و صنایع اتاق بازرگانی ایران، در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» با تاکید بر اینکه هزینه تولید برق را نمیتوان با یک عدد ثابت بیان کرد، گفت: بهای تمامشده تولید برق به عوامل مختلفی از جمله نوع فناوری نیروگاه، هزینه سرمایهگذاری اولیه، استهلاک تجهیزات، هزینه تعمیر و نگهداری. نیروی انسانی و نوع سوخت مصرفی وابسته است و به همین دلیل، ارقام میان نیروگاههای مختلف تفاوت قابلتوجهی دارد.
او با اشاره به اینکه هزینه سرمایهگذاری برای احداث نیروگاههای حرارتی بسته به فناوری و شرایط اجرا متفاوت است، گفت: برای احداث هر مگاوات ظرفیت نیروگاهی، سرمایهگذاری قابلتوجهی مورد نیاز است و این رقم با توجه به نوع تجهیزات، فناوری مورد استفاده و حتی نو یا دست دوم بودن تجهیزات متغیر خواهد بود.
به همین دلیل، مقایسه مستقیم هزینه تولید برق داخلی با برق وارداتی بدون در نظر گرفتن این متغیرها، تصویر دقیقی از واقعیت ارائه نمیدهد. مدیر کمیته مشترک کمیسیون برق و صنایع اتاق بازرگانی ایران افزود: اگر هزینه سوخت را کنار بگذاریم، هزینههای جاری بهرهبرداری از نیروگاهها شامل تعمیرات، مواد مصرفی و نیروی انسانی، بخش مهمی از بهای تمامشده برق را تشکیل میدهد؛ اما در کنار این موارد، استهلاک سرمایهگذاری اولیه نیز باید در محاسبات لحاظ شود.
او در تشریح نحوه محاسبه استهلاک نیروگاهها گفت: برای نمونه، اگر یک نیروگاه سیکل ترکیبی با ظرفیت حدود ۵۰۰ مگاوات و سرمایهگذاری حدود ۲۵۰میلیون دلار در نظر گرفته شود. هزینه سرمایهگذاری باید طی عمر اقتصادی نیروگاه مستهلک شود. در نتیجه، با در نظر گرفتن میزان تولید سالانه برق، میتوان سهم استهلاک را در بهای تمامشده هر کیلوواتساعت برق محاسبه کرد. این رقم در کنار هزینههای بهرهبرداری، تصویر دقیقتری از هزینه واقعی تولید برق ارائه میدهد.
افشار تاکید کرد که ارزیابی اقتصادی تولید برق نباید صرفا بر هزینههای جاری متمرکز باشد. زیرا سرمایهگذاری اولیه در احداث نیروگاهها سهم قابلتوجهی در بهای تمامشده برق دارد. از این رو، هرگونه مقایسه میان تولید داخلی و سایر روشهای تامین برق باید با در نظر گرفتن همه اجزای هزینه، از سرمایهگذاری اولیه تا بهرهبرداری و استهلاک، انجام شود.
ضرورت شکلگیری بازار برق منطقهای
هر چند موضوع واردات ۴۵۰ مگاوات برق برای پتروشیمیها در نهایت به اجرا نرسید، اما این اتفاق نشان داد سیاستگذار استفاده از ظرفیت تجارت برق را بهعنوان یکی از گزینههای مدیریت ناترازی روی میز نگه داشته است.
این موضوع میتواند در آینده برای سایر صنایع انرژیبر نیز مطرح شود؛ صنایعی که توقف تولید آنها هزینههای اقتصادی سنگینی به همراه دارد و هر ساعت قطعی برق، به کاهش تولید. افت صادرات و افزایش هزینه تمامشده محصولات منجر میشود. ایران از نظر جغرافیایی در موقعیتی قرار دارد که امکان نقشآفرینی در شبکههای منطقهای برق را دارد.
در جهان، هماکنون چند کریدور و شبکه مهم تبادل برق از جمله شبکه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، شبکههای برق در شمال آفریقا و خاورمیانه و مسیرهای انتقال در شرق و غرب آسیا در حال توسعه هستند.
ایران نیز با قرار گرفتن میان این کریدورها و برخورداری از مرزهای برق با کشورهای مختلف، ظرفیت تبدیل شدن به یکی از حلقههای اتصال شبکه برق منطقه را دارد. توسعه این نقش نیازمند تقویت خطوط انتقال، ایجاد سازوکارهای تجاری و حقوقی و حرکت از تجارت موردی برق به سمت بازارهای منطقهای است.
در چنین شرایطی، ایران میتواند از ظرفیت شرق و غرب خود استفاده کند. بهگونهای که در دورههای اوج مصرف از کشورهای دارای مازاد برق وارد کند و در زمانهای مازاد تولید، برق خود را به بازارهای منطقه صادر کند.
این مدل علاوه بر کمک به مدیریت ناترازی داخلی، میتواند جایگاه ایران را در تجارت انرژی منطقه تقویت کند. البته اتکای صرف به واردات نمیتواند جایگزین توسعه زیرساختهای داخلی باشد. ناترازی برق ایران ریشهای ساختاری دارد و بدون سرمایهگذاری در احداث نیروگاههای جدید، افزایش بهرهوری نیروگاههای موجود. توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، اصلاح نظام قیمتگذاری و مدیریت مصرف، امکان رفع پایدار این شکاف وجود ندارد.
واردات برق، حتی در مقیاس بزرگتر، تنها یک ابزار مکمل برای مدیریت شبکه است. و نمیتواند جایگزین اصلاحات اساسی در صنعت برق شود.

