استعلام قیمت
نرخ ارز

پیام امروز : زندگی همیشه به آدم‌های آماده فرصت نمی‌دهد؛ گاهی فرصت می‌آید تا تو را آماده کند. 1405/06/01

info@yeskangaroo.com 021-88064800

متهم ردیف اول خاموشی صنایع

خاموشی صنایع

 

به گزارش کانگورو به نقل از دنیای اقتصاد، سیاست خودتامینی برق صنایع با یک سیگنال متناقض سیاستگذاری مواجه شده است. دولت از یکسو همچنان متولی تولید، انتقال، توزیع و تنظیم بازار برق است و از سوی دیگر، جبران ناترازی را به سرمایه‌گذاری صنایع گره زده است. خاموشی صنایع

این در حالی است که بنگاه‌ها برای تامین برق خود قرارداد بسته و حق انشعاب پرداخت کرده‌اند. با وجود این، حتی پس از سرمایه‌گذاری برای احداث نیروگاه، همچنان با محدودیت شبکه. سوخت و دسترسی به برق مواجهند. کارشناسان این وضعیت را ناشی از اختلال در تقسیم نقش‌ها می‌دانند.

به باور آنها، دولت همزمان بازیگر بازار برق و تنظیم‌گر آن است. از نگاه فعالان صنعت، خودتامینی زمانی می‌تواند به کاهش ناترازی کمک کند که نقش دولت و بخش خصوصی روشن باشد و قواعد سرمایه‌گذاری. انتقال و مالکیت برق نیز شفاف شود. در غیر این صورت. صنعت علاوه بر هزینه تولید، بخشی از هزینه ناکارآمدی زیرساخت انرژی را نیز متحمل خواهد شد.

خاموشی‌های مکرر صنایع در حالی همچنان ادامه دارد. که طی ماه‌های اخیر رئیس‌جمهور بارها بر ضرورت جلوگیری از قطع برق واحدهای تولیدی تاکید کرده است.

اما در عمل، این دستورها نتوانسته تغییری در الگوی مدیریت مصرف برق ایجاد کند. و صنایع همچنان نخستین قربانی ناترازی انرژی هستند.

در سال‌های اخیر، سیاست «خودتامینی برق» به عنوان راهکاری برای کاهش فشار بر شبکه برق کشور در دستور کار قرار گرفته و بسیاری از واحدهای صنعتی نیز با وجود آنکه تامین انرژی جزو وظایف ذاتی آنها نیست. برای احداث نیروگاه و سرمایه‌گذاری در این حوزه وارد عمل شده‌اند. خاموشی صنایع

با این حال، فعالان صنعتی معتقدند این سیاست به تدریج از یک راهکار مشارکتی به ابزاری برای انتقال مسوولیت دولت به بخش خصوصی تبدیل شده است. 

این موضوع در شرایطی است که نه زیرساخت‌های لازم برای تحقق آن فراهم شده. نه مشوق‌های کافی در اختیار صنعت قرار گرفته و نه حتی در مقابل سرمایه‌گذاری صنایع، تضمینی برای بهره‌برداری مستقل از برق تولیدی آنها وجود دارد.

کارشناسان معتقدند مساله اصلی کشور کمبود برق نیست. بلکه ضعف در حکمرانی انرژی است. در حالی‌که دولت همچنان متولی انحصاری تولید، انتقال، توزیع، قیمت‌گذاری و تنظیم بازار برق است، هنگام بروز ناترازی. مسوولیت را متوجه صنعت می‌کند. رویکردی که با اصول حکمرانی مناسب مسوولیت‌پذیری و پاسخگویی سازگار نیست.

تعیین تکلیف قرارداد تامین برق و حق انشعاب

هاشم اورعی، عضو هیات علمی دانشکده برق دانشگاه صنعتی شریف، با اشاره به سهم صنعت از مصرف برق کشور به «دنیای اقتصاد» گفت: صنعت یکی از اصلی‌ترین بخش‌های اقتصاد کشور است. و تامین پایدار برق آن مستقیما با تولید و رشد اقتصادی ارتباط دارد.

در دولت سیزدهم برای حل ناترازی برق نسخه‌ای ارائه شد که یکی از اجزای اصلی آن، موضوع «خودتامینی» برق صنایع بود. در آن مقطع اعلام شد که قرار است ۱۰ هزار مگاوات برق از طریق خودتامینی صنایع ایجاد شود. اما هیچ‌گاه به صورت شفاف توضیح داده نشد که عدد ۱۰ هزار مگاوات بر چه مبنایی تعیین شده است. و چرا دقیقا این میزان به عنوان هدف خودتامینی انتخاب شده است. خاموشی صنایع

وی افزود: بخش قابل‌توجهی از صنایع بزرگ و انرژی‌بر در مالکیت یا مدیریت دولت و نهادهای شبه‌دولتی قرار دارند. بنابراین اجرای سیاست خودتامینی در بسیاری موارد از مسیر تصمیم‌های مدیریتی این مجموعه‌ها دنبال شده، نه مشارکت گسترده بخش خصوصی واقعی.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه نخستین زاویه بررسی این سیاست. جنبه حقوقی آن است، گفت: بسیاری از کارخانه‌های بزرگ کشور یک‌شبه ایجاد نشده‌اند و عمر فعالیت آنها ممکن است به ۱۰، ۲۰ سال یا حتی بیشتر برسد.

این واحدها پیش از آغاز بهره‌برداری و حتی در مراحل اولیه احداث. برای تامین برق مورد نیاز خود با شرکت‌های برق منطقه‌ای یا شرکت‌های توزیع قرارداد منعقد کرده‌اند.

بخش مهم ماجرا همین حق انشعاب است. وقتی یک واحد صنعتی چنین مبلغی را پرداخت می‌کند. در واقع قراردادی شکل گرفته که بر اساس آن شرکت متولی تامین برق متعهد می‌شود تا سقف مشخصی برق مورد نیاز آن واحد را تامین کند. بنابراین موضوع صرفا خرید یک کنتور یا پرداخت هزینه اتصال به شبکه نیست. بلکه یک تعهد قراردادی در میان است که برای هر دو طرف حقوق و تکالیفی ایجاد می‌کند.

وی تصریح کرد: وقتی بعد از سال‌ها به یک واحد صنعتی گفته می‌شود که برای حل ناترازی باید خودش برق مورد نیازش را تولید کند. در واقع نمی‌توان قراردادهای قبلی را نادیده گرفت. اگر دولت قصد دارد سیاست خودتامینی را اجرا کند، باید ابتدا تکلیف قراردادهای موجود را روشن کند و حقوق واحدهایی را که سال‌ها قبل برای دریافت برق سرمایه‌گذاری کرده‌اند، در نظر بگیرد. خاموشی صنایع

عدم تطابق الگوی تولید برق با الگوی مصرف کارخانه

هاشم اورعی در ادامه با اشاره به شرایط فعلی بازار برق گفت: امسال برخی واحدهای صنعتی که قرارداد انشعاب داشته‌اند با محدودیت تامین برق مواجه شدند و به آنها عملا مسیر دیگری برای تامین برق پیشنهاد شد. در هفته‌های اخیر نیز قیمت برق در تالار برق سبز به حدود ۲۰ هزار تومان به ازای هر کیلووات‌ساعت رسیده است.

این رقم برای واحد تولیدی بسیار سنگین است، زیرا اگر صنعتگر برای جلوگیری از توقف تولید مجبور شود برق را با چنین قیمتی خریداری کند، افزایش هزینه انرژی در نهایت باید از محل درآمد بنگاه تامین شود. و در بسیاری موارد این هزینه به قیمت تمام‌شده محصول منتقل خواهد شد.

بنابراین مساله فقط زیان یک کارخانه نیست. بلکه این هزینه در نهایت می‌تواند به مصرف‌کننده نهایی منتقل شود. و سیاست فعلی آثار اقتصادی گسترده‌تری دارد. وی ادامه داد: احداث نیروگاه اختصاصی نیز بدون تضمین تامین سوخت. آب و زیرساخت‌های مورد نیاز، راهکار ساده‌ای برای صنایع نیست. چرا که بسیاری از واحدها در تامین گاز، آب و سوخت جایگزین با محدودیت مواجه هستند.

اورعی گفت: در نتیجه، گزینه‌های تجدیدپذیر مطرح می‌شوند، اما اینجا نیز یک مساله فنی بسیار مهم وجود دارد و آن. عدم تطابق الگوی تولید برق تجدیدپذیر با الگوی مصرف کارخانه است.

منحنی تولید یک نیروگاه خورشیدی یا بادی با منحنی مصرف یک کارخانه یکسان نیست؛ بنابراین اگر قرار باشد واحد صنعتی کاملا منفصل از شبکه فعالیت کند. صرف احداث نیروگاه خورشیدی یا بادی نمی‌تواند به تنهایی نیاز آن را در تمام ساعات شبانه‌روز تامین کند و این عدم تطابق تولید و مصرف، یکی از مسائل اساسی است که در طراحی سیاست خودتامینی باید مورد توجه قرار گیرد.

فشار هزینه‌ای بر بخش مولد اقتصاد

عضو هیات علمی دانشکده برق دانشگاه صنعتی شریف، با اشاره به محدودیت‌های فنی تولید برق از منابع تجدیدپذیر اظهار کرد: اگرچه بر اساس قوانین. برق تولیدشده از نیروگاه‌های تجدیدپذیر متعلق به مالک آن است. اما در زمان اوج مصرف ممکن است برق تولیدی صنایع در اختیار سایر مصرف‌کنندگان قرار گیرد و صنعت نتواند متناسب با حق خود از آن استفاده کند. خاموشی صنایع

وی افزود: در بسیاری از کشورها، ساختار قیمت‌گذاری برق به نفع بخش مولد اقتصاد طراحی شده. اما در ایران گاهی شاهد وضعیتی معکوس هستیم. به‌طوری که قیمت برق صنایع می‌تواند بالاتر از بخش خانگی باشد. این روند فشار هزینه‌ای بر تولید را افزایش می‌دهد و در بلندمدت به زیان اقتصاد خواهد بود.

اورعی افزود: تخصص کارخانه فولاد، سیمان یا هر صنعت دیگری، تولید محصول خود است نه تولید برق. بنابراین الزام صنایع به ورود مستقیم به حوزه نیروگاه‌سازی. الزاما تصمیمی اقتصادی و بهره‌ور نیست.

راهکار منطقی‌تر، تجمیع نیازهای انرژی صنایع در قالب کنسرسیوم‌های مشترک و احداث نیروگاه در مناطق دارای ظرفیت مناسب خورشیدی و بادی است. به‌گونه‌ای که برق تولیدی از طریق شبکه منتقل شود. و حقوق مالکیت تولیدکننده نیز حفظ شود.

ضرورت تغییر نقش دولت از مداخله‌گر به تنظیم‌گر

اورعی ادامه داد: اگر چنین مدلی به رسمیت شناخته شود، اساسا نیازی نیست دولت خودش وارد جزئیات تولید برق صنایع شود. اگر وزارت نیرو نقش خود را به تنظیم‌گری محدود کند و اجازه دهد. سازوکار اقتصادی بازار عمل کند. بخش خصوصی خود به خود به سمت این حوزه خواهد آمد.

وقتی برق در بازار با قیمت‌های واقعی معامله می‌شود، طبیعی است که برای سرمایه‌گذار جذابیت ایجاد کند. و اگر قواعد بازار شفاف و پایدار باشد. سرمایه‌گذار می‌تواند محاسبه کند که سرمایه‌گذاری خود را در چه مدت بازمی‌گرداند.

این استاد دانشگاه تاکید کرد: مشکل اصلی این نیست که سرمایه‌گذار برای احداث نیروگاه وجود ندارد. مشکل این است که مداخلات و عدم قطعیت‌های موجود، انگیزه سرمایه‌گذاری را از بین می‌برد. خاموشی صنایع

در همین زمینه، در پایان دولت دوازدهم، کمیسیون اقتصادی مجلس گزارشی ۱۶ صفحه‌ای درباره عملکرد هشت‌ساله وزارت نیرو ارائه کرد که یکی از جمع‌بندی‌های مهم آن، همین موضوع بود. که وزارت نیرو در برخی حوزه‌ها عملا در رقابت با بخش خصوصی قرار گرفته است.

وقتی نهاد تنظیم‌گر و متولی بازار خود به رقیب بخش خصوصی تبدیل شود. طبیعی است که سرمایه‌گذار خصوصی نتواند با اطمینان وارد بازار شود و توسعه ظرفیت تولید برق نیز با مشکل مواجه خواهد شد.

تولید در فضای نااطمینانی 

در ادامه یوسف مرادلو، عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران، با اشاره به سیاست سوق دادن صنایع به سمت خودتامینی برق به «دنیای اقتصاد» گفت: فعالان بخش تولید، چه در واحدهای کوچک و چه در بنگاه‌های بزرگ، با در نظر گرفتن شرایط اقتصادی کشور. مزیت‌های سرمایه‌گذاری در ایران و با اتکا به وعده‌ها و سیاست‌های دولت، وارد عرصه تولید شده و سرمایه‌گذاری کرده‌اند. خاموشی صنایع

بنابراین تامین برق هیچ‌گاه جزو وظایف ذاتی یا تعهدات واحدهای تولیدی نبوده است. با این حال، آنچه امروز شاهد آن هستیم، نتیجه سال‌ها ضعف در برنامه‌ریزی. پیش‌بینی نکردن نیازهای آینده و تاخیر در توسعه زیرساخت‌های صنعت برق است که اکنون بار آن بر دوش تولیدکنندگان گذاشته شده است.

وی افزود: در سال‌های گذشته بخش خصوصی برای کمک به حل ناترازی برق، به ویژه از طریق اجرای طرح نیروگاه‌های مقیاس کوچک (DG)، وارد این حوزه شد. اما این طرح نیز به دلیل عمل نکردن دولت به تعهدات مالی خود. با مشکلات متعددی مواجه شد و نتوانست مطابق اهداف پیش‌بینی‌شده توسعه یابد. از این رو، نمی‌توان انتظار داشت بخش خصوصی بدون وجود سازوکارهای حمایتی و تضمین‌های لازم. بار کمبود سرمایه‌گذاری در صنعت برق را به تنهایی بر دوش بکشد.

مرادلو با انتقاد از تشدید محدودیت‌های برق صنایع گفت: اعمال محدودیت‌های ۲۰، ۵۰ و حتی ۹۰ درصدی برای واحدهای تولیدی، عملا تداوم فعالیت بسیاری از بنگاه‌ها را با چالش جدی مواجه کرده است.

نتیجه عملی این تصمیمات، کاهش ظرفیت تولید، افزایش هزینه‌های بنگاه‌ها و تضعیف رقابت‌پذیری صنعت است. در نتیجه تولیدکنندگان ناچارند برای حفظ سرمایه‌های خود، صیانت از اشتغال و جلوگیری از توقف فعالیت واحدهای تولیدی، راهکارهایی را دنبال کنند که وابستگی آنها به شبکه برق دولتی را کاهش دهد.

این عضو اتاق ایران با تاکید بر اینکه حرکت صنایع به سمت احداث نیروگاه برای همه واحدهای تولیدی امکان‌پذیر نیست، تصریح کرد: بسیاری از بنگاه‌ها به دلیل محدودیت منابع مالی. مقیاس فعالیت یا موانع فنی. توان ورود به این حوزه را ندارند.

با این حال، اگر دولت با تدوین سیاست‌های هوشمندانه، ارائه تسهیلات مناسب، تسهیل صدور مجوزها و ایجاد مشوق‌های موثر از سرمایه‌گذاری صنایع واجد شرایط در احداث نیروگاه حمایت کند. این اقدام علاوه بر کاهش فشار بر شبکه سراسری برق، به افزایش استقلال انرژی واحدهای تولیدی نیز کمک خواهد کرد.

در نتیجه، بخشی از تقاضای برق از دوش دولت برداشته می‌شود و زمینه برای بازسازی و نوسازی نیروگاه‌های فرسوده کشور نیز فراهم خواهد شد. مسیری که می‌تواند در میان‌مدت به کاهش ناترازی برق و ایجاد ثبات بیشتر در بخش تولید منجر شود. خاموشی صنایع

بالا